آیا اختلالات روانی فقط ژنتیکی اند؟ آیا واقعا کاری نمی شود کرد؟

آیا اختلالات روانی فقط ژنتیکی اند؟ آیا واقعا کاری نمی شود کرد؟
شاید شما نیز این جمله را شنیدهاید که «اختلالات روانی در ژن آدمی است و هیچ کاری نمیتوان کرد». این باور، سادهسازی بیش از حد یک موضوع پیچیده است. برخلاف تصور عمومی، اختلالات روانی تنها ناشی از ژنتیک نیستند. پژوهشهای متعددی که در سالهای اخیر انجام شده، نشان دادهاند که ژنها فقط بخشی از ماجرا هستند؛ بخش مهم، اما نه تعیینکننده. ژنها همچون بذر عمل میکنند، اما محیط به عنوان "خاک" عمل میکند و میتواند زمینهساز بروز یا عدم بروز اختلالات روانی شود.
در واقع، محیط و تجربیات زندگی نقش تعیینکنندهای در بروز این اختلالات دارند. افراد با ژنهای مشابه ممکن است بسته به محیطی که در آن رشد میکنند، دچار اختلالات روانی شوند یا از آن اجتناب کنند. در این زمینه، عواملی چون فقر، خشونت خانگی، طرد اجتماعی، محرومیتهای دوران کودکی و استرس مزمن میتوانند ساختار مغز را تغییر دهند. این تغییرات میتوانند فعالیت نواحی مغز که مربوط به احساسات، تصمیمگیری و کنترل استرس هستند، مختل کنند. علاوه بر این، عواملی مانند آلودگی هوا و زندگی در مناطق پرترافیک نیز میتوانند خطر ابتلا به اختلالات روانی را افزایش دهند.
ژنها خاموش و روشن میشوند: نقش محیط در فعالسازی ژنها
یکی از جنبههای مهم در این زمینه فرآیند اپیژنتیک است. در این فرآیند، برخی عوامل محیطی میتوانند بر فعالیت ژنها تأثیر گذاشته و آنها را فعال یا غیرفعال کنند. به عبارت دیگر، ژنها همیشه فعال نیستند و برخی شرایط محیطی میتوانند موجب شوند که یک ژن خاص، مثلاً ژن مربوط به اضطراب، در فرد فعال شود یا نه. مثلاً فردی ممکن است ژنهای مرتبط با اضطراب را داشته باشد، اما اگر در یک محیط حمایتی رشد کرده باشد، این ژنها ممکن است هیچگاه فعال نشوند.
تغییرات اپیژنتیکی قابل برگشت هستند
خبر خوب این است که این تغییرات اپیژنتیکی معمولاً قابل برگشت هستند. به این معنی که با مداخلات درمانی، روابط حمایتی و تغییر در سبک زندگی میتوان اثرات منفی محیط را کاهش داد. بنابراین، حتی اگر فردی ژنهایی داشته باشد که در شرایط خاص موجب بروز اختلالات روانی شوند، این اثرات میتوانند با تغییرات در محیط و رفتار فرد کاهش یابند.
حساسیتهای فردی به محیط
همچنین، برخی افراد نسبت به محیط خود حساستر هستند و این حساسیت میتواند هم در شرایط مثبت و هم منفی تأثیر زیادی داشته باشد. به این معنا که اگر فردی در محیطی منفی و پر استرس زندگی کند، احتمال بروز مشکلات روانی در او بیشتر خواهد بود. در عین حال، اگر فردی در یک محیط حمایتگر و مثبت قرار گیرد، میتواند از این شرایط بهعنوان فرصتهایی برای رشد و یادگیری استفاده کند.
آیا واقعاً کاری میتوان کرد؟
پاسخ به این سوال مثبت است. بسیاری از اختلالات روانی ناشی از تعامل ژنتیک و محیط هستند، بنابراین با تغییر شرایط محیطی و استفاده از روشهای درمانی مناسب میتوان شدت این اختلالات را کاهش داد. درمانهای رواندرمانی، حمایت اجتماعی، کاهش استرس، و حتی سیاستگذاریهای عمومی در سطح شهری و خانوادگی میتوانند به مدیریت و حتی پیشگیری از بروز اختلالات روانی کمک کنند.
نتیجهگیری:
اختلالات روانی تنها ناشی از ژنتیک نیستند. ژنها ممکن است زمینهساز برخی از این اختلالات باشند، اما محیط و تجربیات زندگی در بروز یا عدم بروز آنها نقش حیاتی دارند. حتی در شرایطی که ژنها در بروز اختلالات روانی دخالت دارند، با مداخلات مناسب و تغییرات در محیط، میتوان علائم را کاهش داده و به فرد کمک کرد که زندگی بهتری داشته باشد.
در نهایت، مهمترین نکته این است که هیچگاه نمیتوان تنها با یک عامل، مسئله اختلالات روانی را توضیح داد. این اختلالات در نتیجه تعامل پیچیدهای میان ژنتیک و محیط شکل میگیرند، و از آنجا که بسیاری از این تأثیرات محیطی قابل تغییر هستند، همیشه راههایی برای بهبود وضعیت وجود دارد.
Tambs K, Kendler KS, Reichborn-Kjennerud T, Aggen SH, Harris JR, Neale MC, et al. Genetic and environmental contributions to the relationship between education and anxiety disorders: a twin study. Acta Psychiatr Scand. 2012;125(3):203–12. doi:10.1111/j.1600-0447.2011.01799.x
Feigon SA, Waldman ID, Levy F, Hay DA. Genetic and environmental influences on separation anxiety disorder symptoms and their moderation by age and sex. Behav Genet. 2001;31(5):403–17. doi:10.1023/A:1012299728903
Schiele MA, Domschke K. Epigenetics at the crossroads between genes, environment and resilience in anxiety disorders. Genes Brain Behav. 2018;17(3):e12423. doi:10.1111/gbb.12423
O’Hare K, Watkeys O, Whitten T, Dean K, Laurens KR, Harris F, et al. Cumulative environmental risk in early life is associated with mental disorders in childhood. Psychol Med. 2023;53(10):4762–71. doi:10.1017/S0033291722001702
Schmitt A, Malchow B, Hasan A, Falkai P. The impact of environmental factors in severe psychiatric disorders. Front Neurosci. 2014;8:19. doi:10.3389/fnins.2014.00019
Chen S, Oliva P, Zhang P. Air pollution and mental health: Evidence from China. NBER Working Paper Series. 2018; No. 24686. Available from: http://www.nber.org/papers/w24686
Nobile F, Forastiere A, Michelozzi P, Forastiere F, Stafoggia M. Long-term exposure to air pollution and incidence of mental disorders: A large longitudinal cohort study of adults within an urban area. Environ Int. 2023;181:108302. doi:10.1016/j.envint.2023.108302
Tsuang MT, Bar JL, Stone WS, Faraone SV. Gene–environment interactions in mental disorders. World Psychiatry. 2004;3(2):73–83.
Assary E, Vincent JP, Keers R, Pluess M. Gene–environment interaction and psychiatric disorders: review and future directions. World Psychiatry. 2017. Accepted manuscript.